اطّلاعیه مهم:
نمایشگاه بزرگ هنرهای مردمی
در قالب های پوستر، پلاکارد، حجم سازی، چیدمان مفهومی و ...
با موضوع ولایت مداری و استکبار ستیزی.
زمان: 22 بهمن 1389
ساعت: 9صبح الی 11 ظهر
مکان: سراسر کشور ( مشهد: میدان15 خرداد تا حرم مطهر)
------------------------------------------------------------------
از قدیم به یاد دارم که غول ها و دایناسورهای بزرگی به عنوان نماد استکبار جهانی ساخته می شد و در نمایشگاه ها و راهپیمایی ها به نمایش گذاشته می شد. و من چقدر این مجسمه ها را دوست داشتم و چقدر در شکل گیری بغض مقدس ضد استکبار در من نقش داشته است. اما آنچه اینک برای من دلنشین تر است آدمک های دست ساز کوچکیست که بچه محصل ها و بچه مسجدی ها می سازند و به راهپیمایی می آورند. این آأمک های ساده که بر خلاف آن غول ها بدون هیچ هزینه ای و با دور ریختنی ها ساخته می شوند هم هجوی مقدس از طواغیت را در خود دارند و هم خلاقیتی بی نظیر. همان چیزی که ما در یادداشت های گلمیخ به دنبال آنیم.
تصاویر زیر مربوط به راهپیمایی22 بهمن سال 88 در مشهد است. توضیح لازم اینکه فتنه پارسال حتی بر تعداد و تنوع این آدمک ها هم افزوده بود. و این یعنی یکی از معیارهای سنجش جوشش ضد فتنه نوجوانان ما.










پنج تصویر زیر با دوربین مدیر محترم وبلاگ سراج ضبط گردیده:





در این میان هنرنمایی مردم در پلاکارد نوشته ها هم دیدنیست. باز هم آمیزه ای از خلاقیت و ذوقی ناب و تعهدی روشن. من دست و بازوی بچه هایی را می بوسم که به هر مناسبتی به دنبال پوستر های دولتی یا بنرهای بی روخ و هزینه بردار و ذوق کور کن نمی روند.




گرچه من نتوانستم چند تصویر بیشتر ضبط کنم، اما شما میتوانید22 بهمن امسال از گالری بی نظیر هنرهای متعهد مردمی با موضوع ولایت مداری و دشمن ستیزی بازدید نمایید.
ای کاش ستاد دهه فجر و شورای هماهنگی از اینکه مردم دست خالی به راهپیمایی خودشان بیایند نمی ترسیدند و اینقدر پوستر چاپ نمی کردند تا مردم برای هنرنمایی متعهدانه خود فرصتی پیدا می کردند. شاید ازین طریق آرم الله روی پوسترها هم کمتر زیر دست و پا می افتاد.
------------------------------------
این یادداشت که یکسال تمام معطّل بود بالأخره به دعوت مدیر محترم وبلاگ عاشقانه جهت شرکت در موج عکسی دهه فجر نوشته شد.
خیابان آیت الله عبادی ، کوچه شهید رحمانی ، دست راست . . . یادم نیست در چندم . والدین شهیدی با استناد به جمله امام که ((اسلام به شما شهید پروران افتخار می کند )) سر بلندی خود را با این جمله بر پیشانی خانه خویش ، انشاء نموده اند : (( عزیزم اصغر جان با شهادتت افتخار بزرگی نصیب خانواده ات نمودی .)) امروز البته رنگ ها ، زیر آفتاب چندین ساله ، از زیر بار جمله امام شانه خالی کرده اند . اما این افتخار همچنان بر تارک اهل آن خانه می درخشد .

خیابان آیت الله کاشانی ، بعداز کوچه یخدان ، دست چپ ، بچه های پایگاه بلال برای جذب نیرو تبلیغ کرده اند . تکنیک آنان فقط این کلیشه و رنگ نیست بلکه تکیه شان بر سبقت بلال در اذان گویی برای پیامبر اسلام است . آری شعارهای تبلیغاتی هر دوره به ارزشهای رایج آن دوره نگاه می کند .

در بسیاری از کوچه های شهر وقتی قدم می زنی ، کلید واژه هایی را می بینی که فضای فکری جامعه ای را نشان می دهد ، در حال یک دفاع مقدس . اسلام ، نترسیدن از مرگ ، بکشید ما را ، آخرین قطره ، بهشت ، پیروز ، برنده ، مبارک ، افتخار. . . . و گویا نه در کوچه های شهر که در غرفه های موزه دفاع مقدس قدم می زنی . اما نمی دانم آیا در آینده وقتی در غرفه های موزه دفاع مقدس قدم خواهیم زد ، از این کوچه ها و دیوار نوشته هایشان هم عبور خواهیم نمود ؟ و آیا اصولا برپا کنندگان این موزه به دیوار نوشته هایی از این دست ، به عنوان پاره ای از پیکره بزرگ و متنوع دفاع مقدس عنایت خواهند داشت ؟ و یا سایر خرت و پرتهایی مثل انواع قبض های کمک به جبهه ، اشکال قلک های مدرسه ای کمک به جبهه ، چرخ های قراضه خیاطی که تا نفس داشته اند در مساجد لباس رزم دوخته اند و . . . در نظر مدیران ، مصداق( آثار دفاع مقدس ) خواهد بود تا در ( حفظ ) آن بکوشند و به ( نشر ارزشها) یی که در ارتباط با این یادگارهاست بپردازند ؟ همان ارتباطی که بین چرخ نخریسی آن پیرزن و خداشناسی برقرار بود .
اگر این گونه است ترس من از آن است که روزی که تکلیف زمین و نقشه و بودجه موزه معلوم گردد دیگر رنگ از رخساره این دیوار ها کاملا پریده با شد و حتی نتوان از همین چند واژه به جا مانده هم عکسی گرفت .
این هم پوستر نه ، که چند دریغ تصویری من پیرامون این موضوع (تاریخ اثر : 1383) :






لطفا با قصد قربت ، نظر بدهید .






